|
امروزمان را، به نیابت از امیرمهدی صباحی و درگذشتگانمان با دعا برای سلامتی ولینعمتمان آغاز می کنیم العجل؛ مولای چشم انتظارها… اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج ![]() از دفتر لطف خود براتی بفِرِست! صحبت ز «امیرمهدی صباحی» چون شد ای دوست به یادش صلواتی بفِرِست
+ نوشته شده در دوشنبه یکم اردیبهشت ۱۴۰۴ساعت 21:11  توسط مادری عاشق
|
امیرمهدی صباحی یعنی:
+ نوشته شده در جمعه پنجم دی ۱۴۰۴ساعت 21:11  توسط مادری عاشق
|
![]() هم شاه نجف دارد و هم شمس نهان! از من به امیرمهدی آن یار عزیز استاد! سلام من به هر دو برسان!
+ نوشته شده در جمعه پنجم دی ۱۴۰۴ساعت 21:10  توسط مادری عاشق
|
نام و یادت «امیر» در یاد است! ![]() از نبودت دلم به فریاد است! صفحات کتاب عمر «امیر» هفت هزار و دویست و هفتاد است!
+ نوشته شده در جمعه پنجم دی ۱۴۰۴ساعت 21:7  توسط مادری عاشق
|
![]() از نبودت دلم به فریاد است! صفحات کتاب عمر «امیر» هفت هزار و دویست و هفتاد است!
+ نوشته شده در جمعه پنجم دی ۱۴۰۴ساعت 21:5  توسط مادری عاشق
|
![]() به درگاه خدای مهربان است به هنگام ظهور دولت یار یقین در خدمت صاحب زمان است
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم دی ۱۴۰۴ساعت 10:47  توسط مادری عاشق
|
امیرمهدی صباحی در اشعار شاعران واقعا یاد مرحوم امیر مهدی جان بخیر ، چه دانش آموز ناز و باافتخاری بود ، گاهی اوقات در کنار لقمه صبحانه اش ، برای من هم لقمه می آورد و اصرار داشت تا تو نخوری من شروع نمیکنم ، با مرحوم امیرمهدی در سال 96 در جشنواره خوارزمی مقام آوردم ، قیافه همیشه خندانی داشت ، پر از انرژی مثبت و روحیه بخش برای معلم و کلاس بود ، یک الگوی به تماااااااام معنا بود ، انشاالله خدا خیرش دهد و با آقا علی اکبر همنشین و محشور کند . گرچه آقا امیرمهدی تنها گل گلستان شما بود ، اما هیچ کار خدا بی حکمت نیست و ما نخواهیم فهمید تا هر وقت که خودش اذن فهمیدن عطا کند . امیرمهدی همیشه در دل من جای دارد و هنوز هم الگوی مثال زدنی من در کلاسها است ، پس نام و یادش هنوز در دلها زنده ست خانم نام آور . دلتان را به خدا بسپارید و قرص باشید و آرامش درونی را از او بخواهید و فقط با ذکر راز و نیاز و قرآن و خیرات خودتون درونتان را سبک کنید . میدونم خیییییییلی سخت و طاقت فرساست ولی در این دنیا انسانهای مومن به دفعات آزمایش و امتحان الهی می شوند تا سربلند برآیند . حتمأ حتمأ خداوند متعال یک نعمت ارزشمند و خیلی بهتری را به شما خواهد بخشید ، شک نکنید و امیدوار بمانید خانم نام آور . همکار و برادر کوچک شما : حسن محمدعلی پور از توتکابن یاعلی ![]() نام قشنگش هرگز از یاد ما نمیره! خیلی سرش شلوغه! اینو که خوب میدونم! ولی میگم به هر حال داداش مهربونم! یه گوشهچشمی به ما گوشهنشینا بکن! یه نامهٔ دعوت ما رو تو امضا بکن! آخه ما دوسِت داریم! کم که نه! خیلی زیاد! داداش امیرمهدی جون! روح بلند تو شاد! هر جا که میریم میگیم ، اسم امیرمهدی رو هر روزمون همینه! دوباره روزی از نو! قربون شکل ماهت! شمیم تو میشه حس! باز دوباره جمعه شد ، سلام بر گل نرگس
+ نوشته شده در دوشنبه دهم آذر ۱۴۰۴ساعت 15:8  توسط مادری عاشق
|
![]() ۱-ما به «امیرمهدی» ارادت داریم به حرفزدن از داداش عادت داریم ۲-ما دلمون گیره پیش امیرجان! کاملاً این مشخصه و عیان! ۳-آخه مگه میشه که دوسِش نداشت؟! یا بذر مهرش رو توی دل نکاشت؟! ۴-استاد امیرمهدی آقای عزیز! صباحی جانِ باصفای عزیز! ۵-خبر داری که خیلی محبوبی تو! بس که تو نازنینی و خوبی تو! ۶-خبر داری که سوگواره چه عالی بود توی منجیل و همون حوالی ۷-خبر داری همه به یادت بودن شیفتهٔ اخلاق و مرامت بودن ۸-گروه موزیک نیروی دریایی اجرا نمود چه کارهای زیبایی ۹-مداحی و سرود و کار تیمی نمایشگاه و آزمایش شیمی ۱۰-با کمک گروهی عزیزان اجرا شد اونجا گلزار شهیدان ۱۱-خلاصه خیلی خوب و باشکوه بود کاشکی دوباره جمع بشیم زود ۱۲-داداش اگه دایی کاظم رو دیدی به محضر شریفشون رسیدی ۱۳-بگو به دایی:ما خیلی مخلصیم! با پای دل خدمتتون میرسیم! ۱۴-رسید به بیت چهاردهم و تمام! عَجّل عَلیٰ ظُهورِکَ والسلام!
+ نوشته شده در دوشنبه دهم آذر ۱۴۰۴ساعت 14:43  توسط مادری عاشق
|
برای روز دانشجو به یاد امیرمهدی جان یک مسابقه برگزار می گردد جایزه آن سه عدد کارت پانصد هزار تومانی به یاد امیرمهدی جان به بهترین اثر ارسال می گردد. مسابقه در قالب یک تصویر از امیرمهدی جان با یک جمله کوتاه ...........منتظر آثار شما عزیزان هستیم. با این جمله که " من یک امیرمهدی هستم و می خواهم که ادامه اش جمله شما عزیزان ............ و یا در یک جمله دلتنگی خود را برای امیرمهدی جان با انتخاب یکی از تصاویرش بنویسید ... ![]() آموزگار آقای مهدی دولتی ![]()
+ نوشته شده در دوشنبه سوم آذر ۱۴۰۴ساعت 19:2  توسط مادری عاشق
|
شعر ارسالی از سینا تابع برای دومین سوگواره فاطمی صباح مرور خاطره زخمی زند بر عمقِ افکارم قلم مَرهَم ، غمم مُبهَم کُنَد شبهای بیدارم وصال قلب هر عاشق ، شعار شهر شیرین است که تنها مشکل فرهاد، غروب عشق دیرین است یقینا مرگ با عزّت بُوَد در منظرم فرجام ولی مردان اللّه را شهادت میکند آرام ضمیر ناخود آگاهش به دیدارش دَهَد فرمان برای عاشق این باشد دوای درد بی درمان چو دائم وام می گیرد ز عمق قلب او اعجاز گمانم حضرت زهرا چنین گفتش شب پرواز: مسیری رفته ای کاظم که پایانی ندارد عشق مهیّا باش برای درد، که درمانی ندارد عشق تو را در خواب میخوانم، صدایت میکنم اغلب مزّین می شود رویا ، ز روح پاک تو هرشب درست است با شهادت پَر کشیدی چشم خود بستی ولیکن خواسته ات اینست، بگویی یاد ماهستی اگرچه محو گشته کاملا اکنون زیارت ها ولی آرام می سازد《همین "هستم بیادت" ها》 تلاش کردی بسازی سرنوشتت را ز خونِ پاک که هر زخمت جوانه باشد اندر جانِ هر بیباک سرافراز آمدی بیرون ز عمق و بَحرِ این بحران که مثل ریشه ی نامَت، شوی نام آورِ دوران شاعر :سینا تابع ![]() ![]()
+ نوشته شده در دوشنبه سوم آذر ۱۴۰۴ساعت 13:6  توسط مادری عاشق
|
|
https://s8.uupload.ir/files/photo13673115384_kgfa.jpg
|